پرسش های سطح اول: (وزن ۳)
۱- آيا تقاضاي محصول قابل پيش بيني مي باشد ؟ اين سوال يكي از مهمترين عوامل تعيين نوع طبقه محصول است . محصولات ابداعي، با توجه به ماهيت خود داراي الگوهاي تقاضاي بسيار متغير هستند . بنابراين سازمان هرگز نمي تواند بطور دقيق تقاضاي اين گونه محصولات را پيش بيني نماييد . نوسان در تقاضا بيان گر اين موضوع است كه به احتمال زياد محصول از نوع ابداعي بوده و زنجيره تأمين آن نيز از نوع چابك مي باشد . از طرف ديگر، وقتي تقاضا كاملا ثابت و يكنواخت باشد، مي توان گفت كه محصول از نوع
استاندارد بوده و داراي زنجيره تأمين ناب است.
مثال: فرض کنید در تمام این گزارش محصول مورد نظر نوشابه است. می توان به این سوال امتیاز ۳ داد چون تقاضای نوشابه زیاد متغیر نبوده و می توان با اطمینان قابل قبولی تقاضای آن را پیش بینی نمود.
۲- هدف اوليه فرايند چيست؟ا گر هدف اوليه فرايند عرضه يك محصول قابل پيش بيني با كمترين هزينه باشد، می توان نتيجه گرفت كه محصول از نوع استاندارد است .در مقابل ، چنانچه هدف فرايند پاسخ به محصولات غير قابل پيش بيني جهت حداقل نمودن كمبود موجودي باشد، ميتوان گفت كه محصول از نوع ابداعي مي باشد.
مثال: چون تولید نوشابه توسط تعدادی شرکت محدود انجام می شود و ظرفیت تولید پاسخگوی نیاز بازار است و کارخانه ها به ندرت دچار کمبود شده می توان امتیاز ۲ را به این پرسش داد. چون این محصول به طیف زنجیره ناب نزدیکتر است.
۳- آيا شرايط رقابت ،ثابت بوده و يا اينكه داراي تغييرات بسيار زياد است ؟ا گر محصول از نوع ابداعي باشد آنگاه داراي چرخه عمر كوتاهي بوده و بازار آن بسيار متلاطم و متغير مي باشد . سازمان ها مجبورند براي دستيابي به سهم بازار با يك ديگر رقابت كنند . اين امر آنها را وادار مي نمايد تا از زنجيره تأمين چابك پيروي كنند . اگر محصول از نوع استاندارد باشد آنگاه رقابت تقريباً ايستا و بدون هيچ تغيير محسوسي صورت مي پذيرد . لذا زنجيره تأمين ناب مناسب، مي باشد.
مثال: چون تعداد محدودی تولید کننده نوشابه وجود دارد شرایط رقابت ثابت است. لذا امتیاز ۱ برای این پرسش مناسب است.
۴- آيا نيازهاي مشتر ي ثابت و بدون تغيير بوده و يا اينكه داراي تغييرات بسيار زياد مي باشد ؟ سازمان ها فقط از طريق برآورده نمودن تقاضا و نيازهاي مشتريان مي توانند سهم بازار خود را افزايش دهند . با اين وجود، انتخاب زنجيره تأمين به نوع محصول وابسته است و اين خود نيز به نيازهاي مشتري بستگي دارد . براي محصولات استاندارد ، نيازهاي مشتريان ثابت و كاملا بدون تغيير خواهد بود.
مثال: نوشابه جزو محصولاتی است که دارای طعم های محدودی بوده و نیاز مشتریان در خصوص این محصول تقریبا ثابت است. لذا امتیاز ۲ برای این محصول مناسب است.
۵- چرخه عمر محصول چقدر طول مي كشد ؟ محصولات ابداعي داراي چرخه عمر كوتاهي مي باشند. بطور كلي عمر اين محصولات بين سه ماه تا يكسال است . مديريت اين محصولات مستلزم يك تعامل مداوم بين سازمان و مشتري است . جهت سودآوري، سازمان مي بايستي با استفاده از روش هاي مناسب ساخت كه با زنجيره تأمين چابك مطابقت دارد، بتواند همه مراحل چرخه عمر محصول را پشت سر بگذارد . چرخه عمر محصولات استاندارد طولاني تر مي باشد و معمولاً بيشتر از دو سا ل است . براي اين گونه محصولات زنجيره تأمين ناب مناسب مي باشد.
مثال: نوشابه محصولی است که دارای چرخه عمر طولانی بوده و به طیف محصولات استاندارد نزدیک است. لذا امتیاز ۱ برای این پرسش مناسب است.
پرسش های سطح دوم: (وزن۲)
۱- حداكثرزمان تاخير براي محصولات سفارشي كدام است؟ زمان تأخير وابسته به تقاضا بوده و اين خود نشان دهنده نوع محصول است . بدليل نوسانات تقاضاي محصول، زمان تأخير ساخت مي بايستي بسيار كوتاه باشد . چنانچه زمان تأخير بين يك روز تا دو هفته باشد، مي توان نتيجه گرفت كه محصول از نوع ابداعي بوده و زنجيره تأمين چابك براي آن مناسب مي باشد. تقاضا براي محصولات استاندارد ثابت است . و در نتيجه جدول زمانبندي اصلي توليد نيز تا چندين ماه بدون تغيير مي باشد . حال چنانچه زمان تاخير بين شش ماه تا يكسال باشد، مي توان گفت كه محصول از نوع استاندارد بوده و زنجيره تأمين مناسب آن يك زنجيره تأمين ناب است.
مثال: چون نوشابه به طیف محصولات استاندارد نزدیک بوده لذا امتیاز ۱ برای این پرسش بسیار مناسب است.
۲- آيا تخصص و دانش نيروي انساني امري حياتي است يا مطلوب؟ محصولات ابداعي داراي تقاضاي غيرقابل پيش بيني هستند . داراي شرايط رقابتي متغير مي باشند . كه اين باعث تغييرات متعدد در فرآيند توليد آن مي گردد. اين تغييرات فقط هنگامي مي تواند بدرستي انجام گردد كه منابع انساني داراي مهارت هاي چند منظوره باشند . نيروي كار مي بايستي قادر باشد در حداقل زمان از خط توليد يك محصول به خط توليد محصول ديگر جابجا گردد . جهت تحقق اين موضوع، آنان بايد داراي دانش و تجربه لازم باشند. چنان چه اين دانش و تخصص جهت فرآيند توليد ضروري باشد، آنگاه مي توان گفت كه محصول از نوع ابداعي بوده و زنجير و تأمين مناسب آن از نوع چابك مي باشد. تا زماني كه تقاضاي محصول ثابت باشد، محصول از نوع استاندارد است . در اين حالت دانش و تخصص نيروي كار، مطلوب بوده ولي حياتي نمي باشد.
مثال: در خصوص محصول نوشابه تخصص نیروی انسانی مطلوب بوده اما حیاتی نیست. لذا امتیاز ۱ برای این پرسش مناسب است.
۳- آيا سرعت و زمان تحويل كالا يا خدمت امري حياتي است يا مطلوب؟ محصولات ابداعي داراي چرخه عمر كوتاه و تقاضايي متغير مي باشند. اين تقاضا توسط نرخ تغيير نيازهاي مشتري كنترل مي گردد . موفقيت محصولات ابداعي به قابليت و سرعت دسترسي به آن، مربوط مي گردد. پايين بودن زمان تحويل يك محصول , نشان دهنده ابداعي بودن آن محصول است و جهت رسيدن به اين منظور مي توان از زنجيره تأمين چابك استفاده نمود . در مورد محصولات ا ستاندارد، كوتاه بودن زمان تحويل امري مطلوب بوده ولي اساسي و كليدي نمي باشد. زيرا تقاضا ثابت بوده و چرخه عمر آن نيز بلندتر از محصول ابداعي مي باشد. هم چنين موجودي كالاي تمام شده محصولات استاندارد نيز به سادگي قابل كنترل است . طولاني تر بودن زمان تحويل براي يك محصول، نشان دهنده استاندارد بودن آن محصول است كه در اين وضعيت سازمان مي بايستي خود را با زنجيره تأمين ناب تطبيق دهد.
مثال: موجودی نوشابه به راحتی قابل کنترل بوده چون این محصول دارای تقاضای تقریبا قابل پیش بینی است. امتیاز ۳ برای این پرسش مناسب است.
۴- نرخ متوسط سفارشات تعويق افتاده چقدر است؟
ا ين موضوع نيز به تقاضاي محصول مرتبط مي گردد. محصولات ابداعي، با توجه به ماهيت خود، داراي نرخ تعويق بالايي مي باشند (معمولاً بزرگتر از 40 درصد ). زيرا تقاضاي آنها غيرقابل پيش بيني ، داراي چرخه عمر كوتاه و هم چنين داراي شرايط رقابتي متلاطم هستند . محصولات استاندارد، با داشتن تقاضاي ثابت، داراي جدول زمان بندي اصلي توليد مناسبي هستند . كه در آن سطح سفارشات مجدد محصول براي مديريت موجودي بخوبي تعريف شده است . نرخ سفارشات معوقه نيز براي اين محصولات عموماً پايين است (معمولاً بين 1 تا 2 درصد).
مثال: نرخ سفارشات معوقه برای نوشابه بسیار پایین است لذا امتیاز ۱ برای این پرسش مناسب است.
۵- ميزان خطاي پيش بيني چقدر است؟ ميزان تقاضا، پيش بيني را كنترل مي نمايد. تقاضاي غير قابل پيش بيني منجر به خطاي بالاي پيش بيني مي گردد. معمولاً اين مقدار بين 35 تا 100 درصد در نوسان است . براي اين گونه محصولات (ابداعي ) ارزيابي و كنترل روزانه امري بسيار ضروري است . تقاضاي متلاطم در بازار يكي از علائم ابداعي بودن محصول مي باشد. وقتي تقاضا ثابت باشد، مقدار خطاي پيش بيني نيز كم بوده و پيش بيني داراي دقت بالايي است كه اين نشان گر استاندارد بودن محصول است.
مثال: خطای پیش بینی برای نوشابه به دلیل آنکه تقاضای آن تقریبا ثابت است بسیار پایین است. لذا امتیاز ۳ برای این پرسش مناسب است.
۶- آيا كوتاه بودن زمان معرفي محصول جديد و قابليت دسترسي به آن امري اساسي است يا مطلوب؟
ابداعي بودن محصول، به معني جديد و منحصر به فرد بودن آن مي باشد . پرواضح است كه اين نوع محصول مي بايستي در اسرع وقت در بازار قابل دسترسي و عرضه باشد . بنابراين كوتاه بودن زمان دسترسي براي محصول ابداعي بسيار مهم است . محصول استاندارد با توجه به داشتن تقاضاي ثابت، قابليت دسترسي به آن نيز ساده بوده و مي توان به تعداد كافي آن را تهيه نمود . به همين جهت داراي دوره معرفي كوتاهي مي باشد ولي اين موضوع براي اين گونه محصولات، اساسي نبوده بلكه مطلوب است.
مثال: کوتاه بودن زمان معرفی یک نوع نوشابه جدید مطلوب است نه حیاتی. لذا امتیاز ۲ برای این پرسش مناسب است.
۷- آيا زمان كل عمليات، امري اساسي است و يا مطلوب؟ محصولات ابداعي داراي سيستم هاي انعطاف پذيري مي باشند كه كمتر به هزينه وابسته بوده و مي تواند خود را با نوسانات بازار تطبيق دهند . از آنجايي كه حداقل نمودن هزينه براي محصولات ابداعي عامل مهمي نمي باشد، لذا ممكن است زمان كل عمليات بدليل استقرار نامناسب فرآيند طولاني گردد . زيرا براي اين گونه محصولات، قابليت دسترسي امري بسيار مهم مي باشد. از اين رو كوتاه بودن زمان كل عمليات امري مطلوب بوده ولي بسيار مهم و اساسي نمي باشد. محصولات استاندارد، با داشتن فرآيندهاي توليد يكنواخت و ثابت بودن تقاضا، بر روي حداقل نمودن هزينه تمركز دارند . اين فقط هنگامي تحقق مي يابد كه زمان كل عمليات بهينه گردد . بنابر اين براي اين نوع محصول بهينه بودن زمان كل عمليات كه نتيجه آن بهينه شدن هزينه هاي توليد مي باشد امري بسيار مهم و اساسي است.
مثال: بهینه نمودن زمان فرایند در این محصول بسیار مهم است. لذا امتیاز ۱ برای این پرسش بسیار مناسب است.
۸- آيا فرآيند ساخت محصول بر بكارگيري نرخ تجهيزات در سطح بالا متمركز است و يا بر بكارگيري ظرفيت اضافي ؟ عدم ثبات تقاضا ممكن است ضرورت بكارگيري ظرفيت اضافي رادرسرتاسر زنجيره تأمين ايجاب نمايد . اين وضعيت عموماً براي محصولات ابداعي رخ مي دهد. در حالي كه براي محصولي كه داراي تقاضاي ثابت است، تأكيد بر بكارگيري نرخ استفاده بالا از امكانات و تجهيزات مي باشد . اين وضعيت براي محصول استاندارد رخ مي دهد كه در آن محيط ايستا بوده و مقدار مو رد تقاضاي بازار ثابت و بدون تغيير مي باشد.
مثال: ثبات تقاضا برای این محصول نشان دهنده آن است نیاز به اضافه ظرفیت به ندرت اتفاق می افتد لذا امتیاز ۳ برای این پرسش مناسب است.
پرسش های سطح سوم: (وزن۱)
۱- حاشيه سود چقدر است ؟
حاشيه سود فقط وابسته به محصول مي باشد. قيمت محصولات ابداعي با توجه به مشخصاتشان بالا مي باشد. مشتري نيز مايل است كه قيمت بالايي را براي آنها پرداخت نمايد . زيرا مشخصات آنها با نيازهاي مشتري تطابق داشته، بموقع در دسترس وي قرار مي گيرد و عموماً تغييرات اساسي دارند . محصولات استاندارد به اندازه دلخواه در بازار موجود مي باشند و مي تواند توسط چندين شركت توليد گردند ، اين موضوع مقدار سود ناشي از فروش آنها را محدود مي كند . بنابر اين حاشيه سود بالاتر نشان دهنده ابداعي بودن محصول مي باشد،درحالي كه پايين تر بودن آن, نشانگر استاندارد بودن محصول است.
مثال: چون حاشیه سود نوشابه پایین است لذا امتیاز ۲ برای این پرسش مناسب است.
۲- تنوع محصول زياد است يا كم؟بطور كلي، محصولات ابداعي داراي تنوع بالايي هستند. زيرا اين محصولات مي توانند با توجه به نياز هر مشتري توليد گرد ند . محصولات استاندارد عموماً داراي تنوع بسيار پاييني مي باشند . زيرا سازمان ها ي متعددي محصولات مشابهي را توليد نموده و جهت افزايش سودآوري سعي بر حداقل نمودن هزينه ها دارند. و اين فقط زماني حاصل مي گردد كه تنوع محصول بسيار پايين باشد.
مثال: نوشابه از تنوع بالایی برخوردار نیست. لذا امتیاز ۱ برای این پرسش مناسب است.
توضیح۱: با ضرب امتیاز پرسش ها در وزن آنها و بدست آوردن جمع کل می توان نوع زنجیره تامین و محصول را مشخص نمود.
توضیح ۲: این متدولوژی توسط آقایان محمد مدرس یزدی- جهانگیر یدالهی- احمد جعفرنژاد و غلامرضا جمالی توسعه داده شده است که مقاله آن در مجله دانش مدیریت در زمستان ۱۳۸۵ چاپ شده است.